پریسا شافعی ::سه شنبه 13/2/90 ساعت 8:0 عصر
ای عزیزمن.بی توچه سخت است که من جزکلمات چاره دیگری نداشته باشم.هرچندعزیزی چون تورادارم وغمی ندارم پس باتوبودن رابانگار وچهره ات بهم آمیخته وبه توازتومینویسم باتومن همه رنگ های این سرزمین راآشنامیبینم باتوآهوان این صحرا کودکان هم بازی منند/باتوکوهها هامیان وفادارخاندان منندباتومن بابهارمی رویم
نوشته های دیگران()
پریسا شافعی ::دوشنبه 25/9/87 ساعت 8:26 عصر
پریسا شافعی ::دوشنبه 25/9/87 ساعت 8:11 عصر
رندگی یعنی چکیدن همچون از گرمی عشقزندگی یعنی لطافت گم شدن در معنی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشقرفتن واخر رسیدن به در وادی عشق
پریسا شافعی ::شنبه 16/9/87 ساعت 7:15 عصر
پریسا شافعی ::دوشنبه 11/9/87 ساعت 3:27 عصر
پریسا شافعی ::یکشنبه 10/9/87 ساعت 8:34 عصر
یادمان باشد امروز خطایی نکنیمگرکه درخود شکستیم صدایی نکنیم
پرپروانه شکستن هنر انسان نیستگرکه شکستیم زغفلت من ومایی نکنیمیادمان باشد اگه شاخه گلی را چیدیموقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیمیادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماندطلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم
باتو/مندر انتظارزندگیوقتیحسرتخطا[عناوین آرشیوشده]
ای ماه کجایی [3]
یــــاهـو